زیر سر باد

بیخودی به دست آمده بودی
بیخودی از دست رفتی
نفهمیدم از کدام آسمان
صاف افتادی توی دامنم
نه دامن من تو را یاد چیزی می اندازد مِن بعد
نه آسمان مرا یاد کسی
نفهمیدم آمدنت را حیران بنگرم
یا رفتنت را مات بگریم
باد آورده را باد می برد؟ قبول
دلم را که باد نیاورده بود!

نظرات 3 + ارسال نظر
یه دوست چهارشنبه 22 مهر‌ماه سال 1388 ساعت 01:34 ق.ظ

تمام نکته اش همون جمله ی اخره.

مهدی چهارشنبه 22 مهر‌ماه سال 1388 ساعت 01:44 ق.ظ http://armageddon.blogsky.com

تنم سرده ولی انگار
تو دستای تو اتیشه
خودت پلکامو میبندی
و این قصه تموم میشه

شیما چهارشنبه 22 مهر‌ماه سال 1388 ساعت 01:48 ق.ظ

...نمی دونم...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد